شعرهای معاصر جمهوری آذربایجان
تکرار
حالا تو یکساله شدی خترم.
از روزگار تنها
یک تابستان
یک پاییز
یک زمستان
یک بهار دیدی.
ازاین به بعد همه چیز تکرار خواهد شد.
تکرار
تکرار
تکرار..........
(( محمد عالم ))
ترانه
شب
فرو می افتد...
ترانه ها خاموش می شوند
و شهر نیز.
فرزاندانم می پرسند:
پدر!
ترانه ها کجا به خواب می روند
شبها؟
می گویم در دلهای شما.
بعد به خواب می روند
و دستهای کوچکشان را
می گذارند بر روی قلبشان.
((علی کریم ))
فریب
گاهی باید
دروغ را راست پنداشت.
و گاهی
راست
را دروغ.
بی فریب خوردن
زندگی
سخت است
سخت.
(( ابراهیم گور چایلی ))
